Sunday, November 4, 2012

نامهای عجیب در ایران

 در این پست قصد دارم به برخی از اشتباهاتمان در نامیدن برخی اماکن اشاره کنم. البته می توان لیستی بلندتر تهیه کرد ولی همین نامها را هم بتوانیم درست بکار ببریم؛ شروع خوبی است:

1-    دریاچه کاسپین را همه دنیا به این نام می شناسند که برگرفته از نام قوم کاسپی است که زمانی در جنوب این دریا (ایران) می زیسته اند که امروزه حتی استانی در ایران به این نام (و معرب و متحول شده) یعنی قزوین وجود دارد. اما به صورت خیلی عجیب و باورنکردنی خود ما ایرانیان تنها ملتی در دنیا هستیم که این دریاچه را به نام قومی غیر ایرانی یعنی خزر می شناسیم. خزرها اقوامی ترک ساکن شمال غرب این دریاچه بوده اند. عجیب اینجاست که ایرانیان بر سر نام تاریخی کاسپین که اصلن ایرانی است و دنیا با آن هیچ مشکلی ندارد، مشکل دارند و آنرا به زور غیر ایرانی و خزر می کنند اما بر سر یک اقلیم آبی دیگر با همه همسایگان عرب در میفتند که نام ایرانی آنرا بکار برده و خلیج فارس بگویند. بگذریم که خود واژه خلیج، اصلن فارسی نیست و فارسی آن شاخاب یا آبکند می باشد!

2-    چرا ما به جایی که قرار است در آن تیمار شوند و مداوا، بیمارستان می گوییم و به جایی که بیماران روانی که غالبن شفایی قطعی نمی یابند و مدتهای مدید بستری میشوند و به واقع بیمارستان واقعی است، تیمارستان می گوییم؟ در حالیکه نام این دو مکان اصولن باید بعکس بکار رود. بیگمان "شفاخانه" هم با اینکه ترکیب عربی و فارسی است و افغانها بکار می برند بمراتب نام مناسب تری بر بیمارستان است که کسالت و بیماری از این واژه می بارد.
بیمارستان یعنی مکان بیماران و شگفتا که نام زیبا و پر محتوای "تیمارستان" که بسیار امید بخش و مناسب است که نظر به مراقبت، پرستاری، مداوا یا بطور کلی تیمار اشخاص را دارد به گوش ما ایرانیان، با نام دیوانه و دیوانه خانه عجین گشته است!...ضمنن تیمارستان به واژه انگلیسی هاسپیتال بسیار نزدیکتر است.

3-    ما ایرانیان بر خلاف همه جای دنیا که دو نوع دانشگاه از حیث گردش مالی و مدیریتی دارند که دولتی و خصوصی نام دارد، دانشگاه سراسری و آزاد اسلامی داریم! دانشگاه آزاد اسلامی، در اصل همان دانشگاه خصوصی است که چرخَش از محل شهریه دانشجویان میگردد فقط با یک فرق کوچک که توسط مافیای اسلامی مدیریت میشود. این تا حدودی در کشور استبدادی ایران قابل هضم و منطقی است ولی دانشگاه "سراسری" اصلن یعنی چه؟ این "سراسری" در اساس از نام امتحان ورودی (کنکور سراسری) گرفته شده که البته دانشگاه آزاد اسلامی هم دقیقن همین کنکور سراسری را دارد. حالا چرا نام دانشگاه آزاد، سراسری نشده و سراسری رفته جای "دولتی" را گرفته جای حیرت بسیار است. قسمت عجیب و خنده دار قضیه اینجاست که نام غریب دانشگاه سراسری (به جای دانشگاه دولتی) غالبن توسط افرادی که خود را تحصیل کرده و بسیار با سواد می دانند به وفور استفاده میشود و جالب اینجاست که دانشگاه آزاد از حیث پراکندگی که از شهرهای بزرگ گرفته تا خیلی کوچک پراکنده است، بسیار بیشتر برازنده سراسری خوانده شدن است تا دانشگاه های دولتی که معمولن فقط در مراکز استانها و شهرهای بزرگ هستند.  و نکته مهم دیگر اینکه اگر دانشگاهی آزاد است لابد یعنی ورودش برای عموم آزاد است پس چرا کنکور سراسری دارد و حالا که کنکور سراسری دارد چرا آزاد است؟ خب دانشگاههای دولتی هم که دقیقن شرایط ورود مشابهی دارند پس لابد آنها هم آزادند؟ یعنی میشود گفت دانشگاه آزاد دولتی و دانشگاه آزاد اسلامی. حالا مگر دانشگاههای آزاد "اسلامی" از قواعد خاص اسلامی تبعیت می کنند که دانشگاههای دولتی در جمهوری اسلامی رعایت نمی کنند؟ اگر جواب منفی است پس اصلن چرا اسلامی؟ و اگر اسلامی چرا دانشگاههای دولتی را به این پسوند مزین نکنیم؟ آیا آنها غیر اسلامی اند؟
 پس اگر منطقی و عاقلانه بخواهیم دانشگاههای جمهوری اسلامی را بنامیم باید گفت که ما دو مدل "دانشگاه آزاد اسلامی" داریم: یک مدل آن دانشگاه آزاد اسلامی دولتی و مدل دیگر دانشگاه آزاد اسلامی خصوصی مافیایی. که اگر آزاد اسلامی را از این دو نام فاکتور بگیریم و ساده سازی کنیم، "در واقع" داریم: دانشگاه دولتی و دانشگاه خصوصی مافیایی. اینگونه با دنیا هم، هم آواتر می شویم. اینطور نیست؟ 

4-    به واقع چرا صدای سگ را پارس می گوییم؟! این پارس، پارسی شده کلمه بارک انگلیسی به معنای وغ زدن است؟ اگر آری چرا بارک شده پارس؟ و اگر نه پس این پارس کردن از کجا آمده؟ کجای صدای سگ شبیه واژه "پارس" است؟ کدام سگی در کجای دنیای بجای واغ یا عو یا هاف و ... می گوید پارس؟! تا زمانیکه چنین مخلوقی کسی نیافته، متین است که بکار بردن مصدر مجعول "پارس کردن" را ابلهانه دانست.

5-    چرا فکر می کنیم واژه فرودگاه به جای ایرپورت (بندر هوایی یا گذرگاه هوایی)، واژه درست و بجایی است؟ مگر هواپیما فقط در فرودگاه، فرود میاید؟ مگر بلند نمی شود؟ چرا مثلن فرازگاه نه؟ اصلن مگر همین ترجمه "بندرهوا" چه اشکالی دارد یا "هوا درگاه"؟ مثلن هوادرگاه مهرآباد. هواپیما در این مکان هم فراز می کند، هم فرود میاید و هم تعمیر و نگهداری می شود. حالا به نظرشما فقط فرودگاه برای این همه کار دیگر که با هواپیما می کنند مناسب است؟!
 

No comments: