Tuesday, January 6, 2009

كارناوال و ايرانيان

كارناوال به مراسمي اطلاق ميشود كه قبل از رسيدن ايام روزه داري چهل روزه مسيحيان (نه تمامي شاخه ها) معمولن در ماههاي فوريه و مارس(بهمن و اسفند) اجرا مي گردد. كارناوال ها به صورت جشنهاي عمومي در قالب رژه هاي خياباني و با استفاده از كليه ابزارهاي شادي آور مثل لباسها و ماسكهاي رنگارنگ و ماكتها و مجسمه هاي مختلف برگزار مي گردد. اما اگر بخواهيم از پيشينه اين مراسم صحبت كنيم مجبوريم به زمانهاي خيلي قديمي تر از پيدايش آيين مسيحيت برويم. در اغلب دولت-شهرهاي دنياي كهن از جمله يونان و روم، تاريكي و يا زمستان سرد را بر اثر قهر و خشم خدايان و يا نيروهاي شر طبيعت مي دانستند (بعدها در وحدانيت، اين نيروها سراسر جاي خود را به تنها "يك" موجود شر مي سپرد: شيطان) كه با نمودار شدن اولين نشانه هاي فصل بهار و نويد گرمي و سرسبزي طبيعت، مراسمي شاد برگزار نموده و دفع شر را جشن مي گرفتند. اين مراسم در دوران مسيحيت تا روز قبل از رسيدن ايام صيام* (40 روز مانده به عيد پاك) در روزي به نام سه شنبه چاق پايان مي پذيرفت.
در حقيقت، كارناوال جشن عمومي فرا رسيدن بهاراست كه چون بسياري از اعياد و سنتهاي تاريخي در طول تاريخ رنگ و بوي مذهبي هم گرفته است. در مشرق زمين باستاني گويا مراسم كارناوالي چندان باب نبوده است و همچنين در ايران زمين باستان هم من هنوز هيچ پيشينه مشخصي از برگزاري كارناوال نديده ام گرچه از جشنهاي پر شمار ايران باستان مي توان استنباط كرد كه احيانن مراسم عمومي شاد نيز برگزار ميشده است.**
از كارناوالهاي مهم دنياي امروز مي توان به كارناوال ونتيا ايتاليا، فاست ناخت آلمان، ماردي گراس نيو اورلئان، كارناوال ترينيداد و توباگو و بزرگترين و باشكوهترين كارناوال دنيا، كه همانا كارناوال ريو دو ژانيرو برزيل است، اشاره كرد.
اما چيزي كه مرا به نوشتن اين سطور واداشت صحبت كردن از تنها مدل كارناوال اسلامي موجود دنيا است كه البته فقط توسط شاخه شيعي اين دين در چند كشور برگزار ميشود كه مهمترين اين كشورهاي برگزاركننده ايران است.
در اين مدل كارناوال قرار است ناراحتي و غم افراد از يك واقعه تاريخي متبادر شود. چيزي كه چون منطق درستي ندارد بالطبع واقع نميشود! حال چرا اين مراسم را در دسته كارناوالها طبقه بندي مي كنند به اين خاطر است كه تمام شرايط و احوال يك كارناوال را داراست. از جمله: رژه عمومي در قالب دسته ها، گروههاي موزيك با سازهاي كوبشي سنج و طبل و دهل، سازهاي بادي و سازهاي الكترونيك ، عمليات هارمونيك با ضربات طبل (سينه زني يا زنجير زني)، ماكتها و ماسكهاي مختلف مثل علم و گهواره و كجاوه و خيمه و چفيه و ...، پرچمهاي گوناگون و رنگارنگ (معمولن سبز و سرخ و سياه)، خواندن اشعار به صورت سروده هاي آهنگين و بالاخره مشاركت عمومي بازديدكنندگان خياباني. حتي پيام واقعي و نه ظاهري اين نوع كارناوال هم با پيام باقي كارناوالها يكسان است كه همانا غلبه نيكي بر بدي يا خير بر شر است با ريخته شدن خون يك قديس (حسين) كه آن باعث آبياري نهال آزادگي شد. همچنين عدم پذيرش ظلم و جور(يزيد) يا همان شيطان عهد عتيق كه منظور عبور از تاريكي و شر و فساد است. پس مي بينيم كه كارناوال محرم ايراني با كارناوالهاي مهم دنيا در همه چيز مشترك است از فرم گرفته تا محتوا و تنها تفاوت آن همان چيزيست كه قصد انتقالش را دارد كه البته در اين راه كاملن ناموفق عمل كرده است: غم و اندوه.
اما سوال مهم منطقي اينجاست: چه لزومي هست كه اين پيامهاي زيبا را در قالب انتقال غم و درد بيان نمود؟ اگر كار حسين پسر علي، آزادگي را سبب شده، چرا اين پيام مهم را بايد در فضايي سوگ ناك منتقل كرد؟ مگر قرار بوده ايشان چند هزار سال زندگي كند كه به خاطر نبودش خودمان را بزنيم و يا زخمي و مجروح كنيم و مايه تفريح بينندگان را از اين طريق فراهم كنيم؟! اگر ايشان به اين صورت كشته نميشد، آيا باز هم شجاعت و حريت از آن مستفاد ميشد؟ نمي توان با استفاده از همين وسايل و ادوات مثل طبل و سنج و قره ني و ... "ظاهرن" هم شاد بود و تنها "واقعن" شاد نبود؟!
به نظرم جواب منطقي به اين سوالها ما را به دنياي تمدن نزديكتر و نزديكتر مي كند. پس به اميد آن تمدن قريب الوقوع!
_____________________________________
*- دراين ايام مسيحيان از اين رو روزه مي گرفتند(مي گيرند) كه طبق اناجيل عيسي چهل روز در بيابان در مقابل وسوسه هاي شيطان مقاومت كرد و البته دست آخرهم پيروز شد. و اين امر باز ميرساند نبرد سنتي خير و شر را اما اينبار در وجود يك شخص (عيسي) با يك موجود پليد (شيطان). اساسن بشر در طول تاريخ تمام مجهولاتش را به سمت ساده سازي سوق داده است. مثلن تمام خوبي ها در يك موجود به نام خدا و تمام بدهي ها در يك موجود ديگر به نام شيطان.
**- بسيار خوشحال خواهم شد اگر كسي از دوستان مرا از انجام چنين كارناوالهايي در ايران باستان (در صورت وجود) آگاه نمايد. بديهيست كه اين اطلاعات را در همين پست اضافه خواهم نمود.

No comments: