جستجوی این وبلاگ

۱۴ خرداد ۱۳۸۶

ال ایلاه - الله

آیا میتوان باور کرد که حدود یک میلیارد مسلمان اسمی جهان ندانند که در واقع دارند یک شخصیت اساطیری-آسمانی ادیان پُلی تئیستی (چند خدایی) قبل از اسلام (ٍ El, Ilu, Ilah ) مربوط به عبرانیان، کنعانیان اوگاریتی، فنیقیها و آرامیها با تلفظ "ایلاه" یا "ال ایلاه" یا "الله" را می پرستند که اعراب باستانی (قبل از محمد) برای وی دخترانی هم در نظر میگرفتند با نامهای لات، منات، عُزّی؟!
آیا عجیب نیست که در قرن 21 کلی آدم هر روز سال و روزی چند بار رو به سوی "خانه" آن "الله" اسطوره باستانی یعنی "کعبه"؛ دولا و راست میشوند (نماز میخوانند) که زمانی "هُبَل" رب و مهمترین ساکن آن بود؟ و مراتب بندگی و غلامی خویش را نسبت به جایگاه "الله" یک شخصیت اساطیری-آسمانی باستانی که دقیقا خاستگاهی چون اُدین اسکاندیناوی یا رع مصری و ... در نزد اعراب باستانی داشته است، بجای می آورند؟!

حالا گیریم مسلمانند و طبیعی است که دنبال اینگونه مسائل منطقی-علمی بیطرفانه نروند؛ ولی جداً آیا وقت آن نرسیده که از آن چند میلیون غیر مسلمان و نا دگم!، لااقل یک "شیر پاک خورده" بلند بشود و این مسئله مهم را براشون روشن کنه که:

«ای عزیزان دل؛ "محمد بن عبدالله" یک خدای جدید برایتان نیاورده است! بلکه آقایتان حاج "محمد"* با همان شخصیت اساطیری "ایلاه" (که در لسان عربی بخاطر معرفه بودن نام، الف و لام گرفته و شده "الایلاه" و سپس ساده شده به الله) که خدا یا پدر برخی از بُت های کعبه بوده است فقط دو کار کرد: اول اینکه پس از خواب نما شدن و ادعای عجیب ارتباط برقرار کردن با فرشته اش گابریل (جبرائیل) او را بعنوان تنها موجود قابل پرستش عنوان کرد و خانواده الله را از او جدا کرد و پرستش سایرفرزندان الله مثل "لات" و "منات" و "عزّی" و ... بتهای دیگر مثل "هُبل" را بعنوان شریک قائل شدن و یا شرک به الله درنظر گرفت و لایق مجازات و کار دوم اینکه وی را بابت همین وحدانیت چسباند به خدایان موسویان/عیسویان که معلوم نیست این کار را بخاطر القائات سران یهودی/نصارا مکه انجام داد یا بابت اعتباردهی بیشتر به الله. فقط و فقط همین!» 

اساسا تیره و طایفه "محمد" (بنی هاشم) از پرستندگان آن الله بودند و حتی جد محمد برای پسر خودش نام "عبدالله" به معنی "بنده الله" را برگزیده بود. آخه پدر جان! پدر طرف خودش بنده "ال ایلاه" بوده است؛ آنگاه شما هنوز فکر می کنید الله را محمد به جهانیان معرفی کرده است؟! (خودتان از این ادعا شاخ در نمی آورید؟!)
وانگهی، حتی اگر این فکر را هم نمی کنید چطور قبول می کنید که شخصی ادعا کند که فرستاده یک موجود کاملا شناخته شده ولی تغییر ماهیت داده شده است؟ مثلا من الان ادعا کنم که من فرستاده میترا یا "مهر" هستم چرا؟ چون "مهر" بتوسط فرشته ای به من گفت که به این نتیجه رسیده است که باید زین پس خدای واحد باشد و خالق اسمانها و زمین! با این تفاصیل، حتما باز شما باور میکنید. درست است؟! (تازه من نامم هم مهرداد است و اگر چنین ادعایی کنم لااقل از لحاظ اسمی گزافه نگفته ام. مرا "مهر" به زمین فرستاده... هان؟؟ شک که ندارید؟)

پس جان من تا دیر نشده و این وارثان الله چندین و چند جای دیگر را بمبگذاری و منفجر نکرده اند و نسل بشر را ورنیانداخته اند، یکی پیدا شود و به این عزیزان جنت جو حقیقت ماجرا را بگوید...!

////////////////////////////////////////////////

*. توضیح ضروری اینکه، من بشخصه "وجود تاریخی" هیچ یک از شخصیتهای مذهبی باستانی را منجمله موسی و عیسی و محمد و غیره را در عالم واقع قبول ندارم چون وجود حقیقی شان در تاریخ برای هیچکس به صورت "سندی مکتوب در هنگام حیاتشان"؛ محرز نیست و تمامی زندگی نامه ها یا بیانات و روایات ایشان مربوط است به صدها سال پس از مرگ ایشان!... ولی خُب به هر روی، چون داستان وجود ایشان اینگونه در حکایات و قصص به گوش ما رسیده است و در اصل "وجود داستانی" دارند، من هم سعی می کنم در نوشته هایم، شخصیتهای موجود در همان قصه ها و حکایت ها را مد نظر خویش قرار می دهم.

هیچ نظری موجود نیست: