جستجوی این وبلاگ

۲۲ تیر ۱۴۰۵

هوش صفردرجه

 هوش "بظاهر" مصنوعی (AI) در اساس، در امتداد همان "هوش طبیعی" انسانی است که هم ساختار، شاکله و الگوریتم کاری و هم حتی خوراک آن هوش "دست دوم" در واقع «آگاهی و اطلاعات» خود انسانها است! انسان هوشمند در این عصر اطلاعات، بسیار تلاش کرده تا بمرور اکثر کارهای خودش را صرفا بمنظور "بهینه سازی سرعت و دقت" و نهایتا بهبود کیفیت، به پردازنده های سیلیکونی «برون‌سپاری» کند و شاید در آینده چنانکه بحث اش در مجامع علمی هست، یک "حیات فرضی" اساساً بر مبنای سیلیکون، خلق کند: hypothetical silicon based life). سیلیکونی که خود باز از دل همین "طبیعت زمین" استخراج می‌شود. ماده ای که در خاک زمین هم فراوان است. همان خاکی که به چشم بیشتر ما انسانها بی‌ارج و بی‌مقدار بنظر می‌آید!

من می اندیشم "هوش مصنوعی" توصیف الکنی است از این دستاورد بزرگ و بنوعی خودتحقیری محسوب میشود برای انسان! از آنجائیکه برخی از پژوهشگران، هوش انسان را به عنوان «نوع اول» (Type-1) که شامل استدلال عِلّی (Causal Reasoning) و حل مسئله‌ی انتزاعی است، تعریف می‌کنند و هوش «نوع دوم» (Type-2) را به هوش برخی گونه‌های جانوری (و نه همه جانوران، چون جانورانی با هوش نوع اول هم داریم در سطحی پایین تر از انسان) مثل بعضی از پرندگان نسبت می‌دهند که مسائل را از طریق یادگیری تداعی‌گر (Associative Learning) و نه استدلال علّی عمیق، حل می‌کنند، من پیشنهاد می کنم بجای واژه‌ی فاقد معنی صحیح "هوش مصنوعی" از واژه‌ی دقیق و علمی "هوش صفردرجه" یا به اختصار "زوی" “Zero-Order Intelligence” (ZOI) به جای "AI" استفاده کنیم. 

"صفردرجه" یا "زوی"، توصیف جالب و گویایی برای این مدل هوش میتواند باشد چون نوع پردازش این هوش، آماری و "بازنمودی براساس مدل پایه" (foundation model-based representational intelligence) است. بر اساس مدل پایه یعنی الگوریتم آن مثل یک «مغز آماری عظیم» است که همه چیز را به صورت الگوهای عددی یاد گرفته و فقط یک بازنمایی (representation) از واقعیت می‌سازد، نه درک عِلّی عمیق. البته از لحاظ سرعت پردازش و دقت، بسیار سرعت و دقت بالاتری نسبت به سرعت پردازش انسان دارد. پس بجاست که در امتداد نامگذاری هوش درجه 2 (هوش میانی) برای بیشتر جانوران و هوش درجه 1 (هوش پیچیده انسان)، هوش درجه 0 واقع میشود که (هوش بازنمودیِ "انسان پایه") است. 

بعبارت دیگر این نام‌گذاری توصیفی با «صفردرجه» برای هوش مخلوق انسان، دو دلیل عمده هم دارد: اول نفی خودبنیادی این نوع هوش است: درجه‌ی "صفر" یعنی اینکه این هوش ساخته شده بدست انسان، از "خودش" بنیادی ندارد و چنانچه توضیح داده شد، حیاتش بر اساس داده های انسانی شکل گرفته و دوم اینکه این نام، بار ارزشی منفی ندارد؛ یعنی برخلاف صفت «مصنوعی» که تداعی‌گر جعلی و غیرطبیعی بودن است، «صفردرجه» یک توصیف علمی و دارای بار و معناست.و همچنین نشان می‌دهد که "هوش صفردرجه"، سنگ بنای صفر یک هرم شناختی است که نوک آن، همچنان در اختیار ذهن عِلّی‌گرای انسان باقی می‌ماند.

ناگفته نماند که هرچند ممکن است که این "هوش صفردرجه" دارای پتانسیل ارتقای غیرقابل پیش بینی (emergent) هم باشد (بنا به ادعای برخی پژوهشگران). یعنی هرچند پایه ی آن صفر است، اما در مقیاس‌های بسیار بزرگ، به قابلیتهایی دست یابد که روزی به سمت ویژگی‌های هوش "شبه انسانی" (Type-1 like) هم حرکت کند؛ اما باز هم این پتانسیل، بر تعریف پایه ای این هوش، خللی وارد نمی کند.

هیچ نظری موجود نیست: