جستجوی این وبلاگ

‏نمایش پست‌ها با برچسب فالس فلگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فالس فلگ. نمایش همه پست‌ها

۱۶ مرداد ۱۴۰۴

روبولا کَروسکُف

آورده ام حکایتی از بیشه ای قشنگ

افسانه ای از مکر، خامی، بی حیایی، خطا، زخم و جنگ!

«روبولا کَروسکُف» نگاره ای ز دل وحش مثالی

که نقش نماید هزار نکته عالی

برای جنابعالی

و صدالبته تمام آن حیله گران پرتقالی!

و اما؛

شخصیت‌های این نمایش پر معما:

  • روباه پیر: مکار و دقیق، استاد حیله گری از عهد عتیق که با نقشه هایی عمیق می اندازد به دلها حریق!
  • الاغ خرابات: نادان  و بی بنیان، که در کوران ماجرا میشود باوجدان!
  • شیر شاه: مغرور و ساده‌ لوح و خطاکار، که جای کوه همی تکیه داد بر بخار!
  • کفتار آزاده: مزدور و چشته خوار، فرصت طلب و دون صفت و پلید رفتار!
  • کرکس (با نام کَروسکُف): مامور و معذور در لباس خروس، که به یاری روباه می شتابد؛ پابوس!
  • مرغان: ساده و عامی و بی آلایش، که "عملیات فریب" می دهد روح و جانشان را فرسایش!
  • گرگ آلفا: دلیر و قوی و پر ابهت اما فقط در انتهای کوچه های خلوت!
  • شتر دنیادیده: دانا و بلندنظر و حامی، دوستی که می آورد برایت نکونامی! 
  • پیلان: نیرومند و کارساز، آنانکه میخواهند همه شوند سرفراز!
  • و دیگر بازیگران: از جمله خویشان شیرشاه و سگ‌های وفادار و کم گناه، گاومیشان و گوزنهای گم کرده راه و شغالان منفعت خواه و قو ای خیرخواه...!

پیش آی و نشین که این قصه ســــاز شود
با شعر کهن، حکایت آغــــــــــــــاز شود
گوش ات بسپار به زیر و بم های ظریف
تا سِــــــرّی نهفتـــه در برت بـــــاز شود: