آورده ام حکایتی از بیشه ای قشنگ
افسانه ای از مکر، خامی، بی حیایی، خطا، زخم و جنگ!
«روبولا کَروسکُف» نگاره ای ز دل وحش مثالی
که نقش نماید هزار نکته عالی
برای جنابعالی
و صدالبته تمام آن حیله گران پرتقالی!
و اما؛
شخصیتهای این نمایش پر معما:
- روباه پیر: مکار و دقیق، استاد حیله گری از عهد عتیق که با نقشه هایی عمیق می اندازد به دلها حریق!
- الاغ خرابات: نادان و بی بنیان، که در کوران ماجرا میشود باوجدان!
- شیر شاه: مغرور و ساده لوح و خطاکار، که جای کوه همی تکیه داد بر بخار!
- کفتار آزاده: مزدور و چشته خوار، فرصت طلب و دون صفت و پلید رفتار!
- کرکس (با نام کَروسکُف): مامور و معذور در لباس خروس، که به یاری روباه می شتابد؛ پابوس!
- مرغان: ساده و عامی و بی آلایش، که "عملیات فریب" می دهد روح و جانشان را فرسایش!
- گرگ آلفا: دلیر و قوی و پر ابهت اما فقط در انتهای کوچه های خلوت!
- شتر دنیادیده: دانا و بلندنظر و حامی، دوستی که می آورد برایت نکونامی!
- پیلان: نیرومند و کارساز، آنانکه میخواهند همه شوند سرفراز!
- و دیگر بازیگران: از جمله خویشان شیرشاه و سگهای وفادار و کم گناه، گاومیشان و گوزنهای گم کرده راه و شغالان منفعت خواه و قو ای خیرخواه...!
پیش آی و نشین که این قصه ســــاز شود
با شعر کهن، حکایت آغــــــــــــــاز شود
گوش ات بسپار به زیر و بم های ظریف
تا سِــــــرّی نهفتـــه در برت بـــــاز شود: