جستجوی این وبلاگ

۱۶ مرداد ۱۳۸۷

داستان سوسمار سلطان و سه بچه خرس

پیش نوشت... اگر خواننده ای جدی هستید, قصه را بدون در نظر گرفتن قسمتهای رنگی بخوانید
+
+
یکی بود و یکی نبود. در زمانهایی نه چندان دور یک سوسمارخاکستری در یک دشت پهناور زندگی می کرد. از آنجائیکه این دشت جانوران زیادی نداشت این سوسمار قصه ما برای خودش شخصیت مهمی به حساب میامد و روزی نبود که یک زمزم کولا(؟!) برای خودش باز نکنه!

۰۲ مرداد ۱۳۸۷

میتولوژی یونان باستان در خدمت توصیف احوال ایران معاصر

فرازی از شعر بلند "آوای گئا" که 3 سال پیش نوشتم ولی هنوز دست و دلم نمی رود که کامل اینجا پستش کنم. نمی دانم چرا. شاید این سروده یعنی همه من. و گویی هنوز زود است که همه ام را همه بدانند! 

۰۳ خرداد ۱۳۸۷

ترس دولتي

نمي دانم چرا در ایران‌، سردمداران آن مملكت، از آنچه بايد بترسند؛ مثل: "خطر حمله آمريكا"، "آبروريزي هر روزه ايران در سطح جهاني در پي دُرافشاني هاي مقامات"، "بازتاب اخبار شرم آور اعدام و سركوب در رسانه هاي بين المللي"، "تورم كمر شكن اقتصادي"، "ناراحتي و خشم روزافزون مردم" و ... نمي ترسند و از آنچه نبايد بترسند، مثل"عروسك باربي"،" كراوات"،"پرسپوليس"، "موي خانمها"، "كاريكاتور"، "شيريني دانماركي" و ... مي ترسند؟!

۰۸ اردیبهشت ۱۳۸۷

جدايی طلبی

مدتها بود مي خواستم يك مطلب راجع به جدايی طلبی
(Separatism) بنويسم ولی هر بار مسائل مهمتری براي مطرح كردن پيش مي آمد و از اين مهم دور ميشدم، اما با ديدن اين صفحه اينترنتي كه به واقع دروغ پرداز ترين، ‌مشمئز كننده ترين و بي پايه ترين صفحه اطلاعاتي بود كه تا به حال ديده بودم،‌ ديگر عزم خود را جزم كردم تا آنچه در اين باره خوانده ام و به چشم ديد ه ام را به اختصار به رشته تحرير در آورم.

۳۰ فروردین ۱۳۸۷

چين و دعاي باران و دوريالي!ا

ديروز شاهد يكي از صحنه هاي بديع طبيعت بودم كه علاوه بر وحشتي كه در من توليد كرد ،‌همزمان مرابه يك نتيجه گيري منطقي هم رساند. گرچه به اين نتيجه گيري بارها در پستي و بلندي هاي زندگي رسيده ام اما تو گويي هر بار بايد يك پديده اي حادث شود تا دوباره به صورت عملي به آن رجوع كنم!

۲۳ فروردین ۱۳۸۷

لياقت آزادي...( در نگرشي به فعاليت دو سايت وب 2.0 از نوع ايراني)ا

من عاشق داستانهاي مايكل كرايتون نويسنده معاصر آمريكايي هستم. او به واقع مهمترين و برجسته ترين نويسنده داستانهاي علمي-تخيلي دوران ماست. ايشان علاوه بر اينكه نويسنده بسيار توانائيست داراي پيش زمينه علمي افتخار آميزي نيز هست (فوق دكترا در علوم زيستي) و هم اكنون هم در دو دانشگاه بسيار معتبر كمبريج و MIT داراي كرسي تدريس انسان شناسي و نويسندگي مي باشند. حال ارتباط اين نويسنده با عنوان اين پست من (لياقت آزادي) به نظرتان چه مي تواند باشد؟ عرض مي كنم.

۱۰ اسفند ۱۳۸۶

تحلیل پرسش ماه

دیدم بد نیست که هر ماه پرسشی از بینندگان و خوانندگان عزیزم بپرسم و آنرا پس از انقضای مهلت در همینجا تحلیل کنم.

۰۱ اسفند ۱۳۸۶

شوخی با حافظ


دو سال پیش مطلب جالبی پیدا کردم در اینترنت که انگار صائب تبریزی خواسته با بیت معروف حافظ بزرگ، (اگر آن ترک شیرازی...) به اصطلاح مزاحی کند و نظر خودش را در ارتباط با بخشیدن هدیه به ترک شیرازی به نوعی دیگر بیان نماید و البته در ادامه نیز شهریار جوابی به نظر ایشان داده و به این شوخی دامن زده است. 

۲۸ بهمن ۱۳۸۶

۲۴ بهمن ۱۳۸۶

دنیای رویایی 7 (قسمت پایانی)

ا(ادامه از اینجا)...من برای این به وجود می آیم که دنیا را به وجود آورم. دنیایی به وجود آورم به عنوان بستری برای زندگی خود و دیگر موجودات. 

۲۲ بهمن ۱۳۸۶

مردم آزاری به سبک چینی

من از آن زمانی که در ام القرای جهان اسلام بودم و با صدای نکره موذن که از بلندگوهای وحشتناکی که از مسجد محل بیرون زده بود از خواب می پریدم و با زجر دنبال یک متکای اضافی برای نهادن بر روی گوش می گشتم یا با نعره های یک مداح عقده ای در میان جمع زنجیر زنان محرم

۱۴ بهمن ۱۳۸۶

دنیای رویایی 6

ا(ادامه از اینجا) یک مثال دیگر. ببینیم چگونه با عدم نقش تاریخی والدین کنار بیاییم. شاید این سوال برای افراد دنیای رویایی بسیار محتوم بنماید که: مگر پدر و مادری پیش از من نبوده اند و در این دنیا نزیسته اند؟!

۰۶ بهمن ۱۳۸۶

سفرنامه پنجکنت، دیدار با رودکی

در این پست، بد ندیدم که کمی از حال و هوای فلسفه و سیاست فاصله بگیریم و بخش کوچکی از سفرنامه مفصل تاجیکستان خود را که مربوط به دیدار از مزار شاعر بلند آوازه مان می شود برای شما به صورت مختصر، مفید و البته مصور بازگو کنم:

۲۵ دی ۱۳۸۶

دنیای رویایی 5

ا(ادامه از اینجا)...تاریخ و زمان، هنگامی آغاز می گردد که من زاده میشوم و قبل از من هیچ چیز و هیچ کس وجود خارجی نداشته است. یعنی در حقیقت بانی ایجاد جهان منم. این اصل اول موضوعه دنیای رؤیایی است اصل دوم اینست:

۲۱ دی ۱۳۸۶

دنیای رویایی 4

ا(ادامه از اینجا)...تاریخ با اینکه در نظر اول شاید چیز مهمی در زندگی انسان به حساب نیاید، اما وقتی بهتر و دقیقتر نظری به آن می افکنیم، می یابیم که نه تنها عامل مهمی در کلیه مباحث زندگی ماست، بلکه در بسیاری موارد اساس زندگی ما نیز شده است. اگر شما از جمله افرادی هستید که به این نظرمن مشکوکید، مجبورم برایتان مثالهایی بزنم تا اهمیت بیش از حد تاریخ در حیات را دریابید.

۱۶ دی ۱۳۸۶

دنیای رویایی 3

ا(ادامه از اینجا)...اکنون پس از توصیف پایه های دنیای مورد نظر با ذکر مقدمه بالا بهتر است راجع به لزوم چنین دنیایی برای حل مسئله حیات کمی بیشتر توضیح دهم. قبلاً گفتم که دنیای واقعی که همه می شناسیم، بستر مناسبی برای کنکاش در حل معمای حیات نیست به حجت های:

۱۵ دی ۱۳۸۶

تته پته

یک چیز کوچیک که همیشه فکر منو به خودش مشغول کرده بود و تازگیها هم دوباره اومده سروقتم رو در گوشی بهتون میگم. قبلش بذارین یه مسئله خیلی کوچکترمو بگم: این فلسفه ای که هالیوود 99 درصد فیلمهای علمی، تخیلیشو بر اون اساس میسازه اصلا یعنی چی؟ ...