جستجوی این وبلاگ

‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ادبیات. نمایش همه پست‌ها

۲۳ شهریور ۱۴۰۴

اسکار زرتشت دیگز یا جادوگر آز

امروز میخواهم با کسب اجازه از نویسنده بزرگ داستانهای کودکان، جناب "ال. فرانک باوم"، داستان بسیار زیبا و آموزنده اش (The Wonderful Wizard of Oz) یا "جادوگر عجیب اُز" را در خلاصه نویسی فارسی، برای هموطنانم کمی بومی سازی نموده و شخصیت هایش را با آدمهای واقعی و شناسنامه دار مشابه در جهان خودمان شبیه سازی کنم. امیدوارم ایشان این فضولی مرا ببخشند:

۱۳ فروردین ۱۴۰۴

دیالوگهای من و Deepseek ! بخش اول

در راستای پربار تر شدن پروژه پژوهشی - فرهنگی - ادبی - تاریخی  که از اسفند پارسال بدست گرفته ام، بد ندیدم با این تکنولوژیهای جدید چت با AI مثل Grok و Deepseek که خوشبختانه فعلا هر دو در ایران رایگان هستند، ارتباط بگیرم و یک سری سوال مهم که هیچ جا ندیده ام کسی جواب بدهد را از آنها بپرسم. وقتی نتیجه این کار خود را دیدم بسیار برایم جالب و هیجان انگیز آمد بطوریکه بد ندیدم این دیالوگها را بمرور بصورت سریالی با شما نیز قسمت کنم. بسیار جالب و تامل برانگیز است. پیشنهاد می کنم از دستش ندهید.

ذیلا میتوانید اولین بخش از این دست دیالوگها را که با "دیپ سیک" داشته ام، مشاهده فرمایید:

«هرجا در هنگام مطالعه با "موبایل" مشکل داشتید، گوشی را 90 درجه بچرخانید»

۰۲ اسفند ۱۴۰۳

قصه های کریشنا

(از کتاب "فصلهای باشکوه" نوشته "مدهور جافری") همراه با تفاسیر مترجم

این قصه که از کتابی که سالها پیش از ادبیات فولکلور ترجمه کرده ام مثال خوبی است از تاثیرپذیری دیگر ادیان و قصه های مغروف از آیین هندو. شما براحتی می توانید منشا بسیاری از داستانهای مذهبی ادیان سامی را در اوراق قدیمی هندوئیسم بیابید:

۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳

حاشیه نشینی دوآتشه

"""\ بیخود نبوده است که برخی از اندیشمندان معاصر، تعریفی از جهان چهارم ارائه داده اند و آنرا کشورهای حاشیه (Marginalized Countries) یا LDC (کشورهایی با کمترین توسعه یافتگی) یا همان "فقیر" و تنگدست از بُعد اقتصادی خوانده اند.

۲۳ آبان ۱۴۰۲

۲۲ آبان ۱۴۰۲

فرازی از دنیای چپه و یک مسئله مهم در اخلاق

 این روزها همانطور که میدانیم، مهمترین مسئله روز، لشگرکشی اسراییل است به باریکه غزه برای برانداختن جنگ جویان "حماس" و ساعتی نیست که یک خبر در این ارتباط به گوش آدم برنخورد. 

۲۶ تیر ۱۳۸۸

بهشت ترکستان : نمایشنامه ای در سه پرده 2

ادامه از اینجا
پرده دوم
بازیگران: عسکر بایراموز- مرد پیر- فرهات آیسا - عیشاق بک بکین - سعید ابوبکر

(مکان: طبقه چهارم برج آرتونگ تیان. یکشنبه ظهر)

۲۳ تیر ۱۳۸۸

بهشت ترکستان : نمایشنامه ای در سه پرده

پرده اول

مکان: چین-ارومچی- دفتر کار یک شرکت بازرگانی
بازیگران: عسکر بایراموز-حوسن جان آرکین-هو فنگ جائو

(عسکر که مسئول حسابداری یک شرکت موفق بازرگانیست در دفتر خود نشسته که دوست قدیمی اش حوسن جان وارد میشود. )

عسکر: سلام علیکم حوسن جان. مدت زیادیه ازت بی خبرم. کجایی؟ چه می کنی؟
حوسن جان: و علیکم سلام . هی عسکر اکا (آقا) مگه این هانزو ها واسه آدم دل و دماغ کار و رسیدگی به احوالات دوستان میذارن!؟

۲۶ بهمن ۱۳۸۷

منتقد دشمن آدم نیست

خانم، آقا
به عقل
به درایت
و به شعور
(یا همون پیر و پیغمبر سابق!)
قسم میخورم که:
"منتقد دشمن آدم نیست"!
....

۳۰ آذر ۱۳۸۷

خداحافظي بوش؛ كفشهاي عقده گشا و يك خاطره

پرزيدنت چهل و سوم ايالات متحده هم به پايان دوران رياستش رسيد. رئيس جمهوري كه با آراي "بيش از نيمي از راي دهندگان آمريكائي" (كه گوئي فراموش كرده ايم!) هشت سال مجاز يك فرد براي تصدي اين پست را بر مسند قدرت ماند و البته در اين مدت هم، هدف اصلي عقده گشايي ليبرالهاي فوق دموكرات يا ورشكستگان مالي از داخل و ملل حسود و ضد آمريكائي از خارج بود. ضد آمريكائياني كه يا در قالب تفكرات دمده ضد كاپيتاليستي و يا عقده حقارت در مقابل رفاه اقتصادي يا قدرت تسليحاتي آمريكا و يا ژست آزاد انديشي گرفتن به انحاء مختلف خشم خود را بر سر بوش ريختند و غايت و برايند اين اعتراضها هم كه در كفشهاي يك "ژورناليست" به منصه ظهور رسيد. خبرنگاري كه با ميهمانش (هر چند هم مخالف) رسم مهمان نوازي و ادب را چنان به جا آورد تا خاطره پروكروستس* اساطيري را زنده گرداند.

۱۲ آذر ۱۳۸۷

مايكل كرايتون ... نويسنده اي با خلاقيت شگرف (قسمت آخر)ا

(ادامه از اينجا)... پس از چاپ اين كتاب مايكل از دنياي روزمره اش فاصله گرفته براي يافت افقهايي نو به سفرهاي دور دنيا مي پردازد از ملاقات با حيوانات طبيعت آزاد در جنگل هاي پر باران روانداي افريقا تا گاري سواري درجاده هاي پاكستان و ازصعود به قله كليمانجارو تا شنا در ميان كوسه هاي تاهيتي! و خلاصه اي از اين شهودش را در كتاب "سفرها" – (The Travels) با مردم دنيا تقسيم ميكند. (1988).

دو سال پس از اين سفر با تجربياتي سترگ و البته ذهني مبتكرتر و خلاق تر دست به نوشتن مهمترين اثر تمام عمرش، "پارك ژوراسيك" – (Jurassic Park)‌ مي زند.(1990). دوباره نبرد فن آوري (اينبار مهندسي ژنتيك) با طبيعت. خود وي مي گويد براي اولين بار در سال 1983 راجع به علم كلون (Cloning) يا "مشابه سازي"‌ و عواقب آن مطلبي كوتاه مي نويسد اما با مطالعه بيشتر در علم ژنتيك و تشويق كساني كه آن مطلب كوتاه را خوانده بودند، دست به خلق اين داستان مي زند. داستان به تحقق تئوري كشت DNA مي پردازد.

۱۱ آذر ۱۳۸۷

مايكل كرايتون ... نويسنده اي با خلاقيت شگرف (قسمت نخست)ا

امروز درست 27 روز از فوت غير منتظره كرايتون، اين پزشك انسان شناس، نويسنده و فيلمساز برجسته مي گذرد. (سه شنبه 14 آبان (4 نوامبر) امسال، ايشان در سن 66 سالگي در پي نبردي سخت با سرطان مغلوب شدند).
هميشه دلم ميخواست كه مطلبي جامع راجع به مايكل كرايتون بنويسم. شخصي كه به زعم من بزرگترين نويسنده داستانهاي علمي و نه تنها علمي- خيالي (Sci-fi) قرن بيستم بود. اين مهم مقدورم نشد تا امروز كه بايد در پس فوت نا بهنگامش به نوعي مرثيه بسرايم. اما گرچه ايشان را بسيار دوست ميداشتم اما اهل مرثيه سرائي هم نيستم. قصدم اينست اداي ديني بكنم به اين نويسنده توانا و برجسته و شايد بتوانم به حد وسع خودم انسانهاي بيشتري را به كارهاي او آشنا و علاقمند گردانم. اميدوارم...

۲۴ مهر ۱۳۸۷

سفرنامه تهران (بخش هفتم...پاياني)ا

(ادامه از اينجا)............................................................(قسمت نخست سفرنامه)
توريسم
اين صنعت پر سود، سال به سال در ايران كمياب تر ميشود. امروزه هم گردشگري از بركت گردشگران "داخلي" هنوز سرپاست وگرنه توريست هاي خارجي چندان ميل و رغبتي به سفر به ايران نشان نمي دهند.

۲۱ مهر ۱۳۸۷

سفرنامه تهران (بخش ششم)ا

(ادامه از اينجا)...
اما از رنگ پوشش كه بگذريم به خود پوشش ميرسيم! بار قبل كه به ايران آمده بودم (زمان خاتمي) مانتوها خيلي بالا رفته بود و روسري ها به قاب دستمال بيشتر مي مانست. موي پسرها هم به شدت افزايش پيدا كرده بود و "امنيت" اجتماع به شدت هر چه تمامتر در حال واپاش مي نمود(!?) 

۱۷ مهر ۱۳۸۷

سفرنامه تهران (بخش پنجم)ا

(ادامه از اينجا)
چند روز پيش روي صندلي سه نفره (در اصل دو نفره) يك تاكسي نشسته بودم و با دوربينم ور مي رفتم كه لاجرم نظرم به حركات عجيب و غريب توده سياه رنگ سمت راستم جلب شد!