جستجوی این وبلاگ

۲۹ مهر ۱۳۸۸

گسترش دین گرائی ...چرا!؟ (بخش نخست)ا

دو نوع گسترش می شناسم که با اینکه ظاهرن "صورت" شنیعی ندارند ولی در حقیقت جوامع را به جای پیشرفت و رفاه اجتماعی، می برند به قهقرای عقب ماندگی و بن چاه درماندگی؛ یکی گسترش جدایی خواهی و دیگری نشر دین گرایی. راجع به اولی که چندی پیش به کفایت توضیح داده ام و درباره مورد اخیرهم اکنون بر آنم که دیدگاهم را پس از دیدن این برنامه بی بی سی بر سبیل تارنما بگسترانم. پس "رفتیم که رفته ایستند"!1

۱۲ مهر ۱۳۸۸

خدا چیست

آیا تا به حال در ضمیر خود و یا در مواجهه با شخص ثانی، با این پرسش مواجه شده اید که: "خدا چیست" ؟

۲۳ شهریور ۱۳۸۸

ایران ما (مشکلات اجتماعی ایران)

خطوط ذیل را چند سال پیش نوشتم اما شاید این روزها بیشتر احساس شود حداقل از جانب اصلاح طلبان آنروز راکب و این روز مرکوب (گر چه باز امید چندانی ندارم) :

۱۵ شهریور ۱۳۸۸

شبیه سازی ذهنی به عنوان راه حل تحلیل متین رویدادها

در پُست قبلی مبحث "درست خواندن" را باز نمودم و به یک جنبه از آن و مثالی در همان رابطه پرداختم که همانا مبحث «تاریخ» بود.عرض کردم که این خواندن عمیق حتی می تواند تاریخ مکتوب و ظاهرن پذیرفته شده را به راحتی زیر سوال ببرد و انسان را به سمت دلایل واقعی و انگیزه ها و چونی های منطقی سوق دهد به جای پذیرفتن دربست به دلیل ثبت شدن در کتاب! از اداره کردن امپراتوریهای باستانی و لشگرکشیهای عظیم گفتم و با ذکر چند پرسش نشان دادم که با در نظر گرفتن شرایط و امکانات و احوالات موجود آن روزگاران واقعن "قبول کردن" بسیاری وقایع تاریخی سخت و دشوار میشود.

۱۰ شهریور ۱۳۸۸

تاریخ مشکوک

بعضی وقتها که چه عرض کنم، اکثر قریب به اتفاق اوقات ما تنها به تیتر اخبار کار داریم و از خیر متنش می گذریم. اگربه سراغ متنش هم که برویم بسیار کم پیش میاید که آنرا تفسیر و تأویل کنیم. تازه زمانی هم که تفسیر می کنیم بسیار بعید است که علمی (منطقی) و بی طرفانه به اینکار مبادرت کنیم!
این قضیه در مورد اخباری که مشمول زمان شده اند بیشتر به چشم می خورد. مثلا در هنگام مراجعه به تاریخ این تیترهای اخبار تاریخی است که ما را جلب و مفتون می کند و اغلب ما به سراغ سنجیدن صحت و سقم آن و یا شرایط منطقی که بر آن تیتر (واقعه) داستان مترتب بوده نمی رویم. 

۲۴ مرداد ۱۳۸۸

نرگس و جعفر

نرگس عاشق جعفر بود. جعفر هم نرگس را می پرستید. بعضی وقتها میشد که تمام شبانه روز با هم پرواز می کردند و از هم جدا نمی شدند. نرگس با اینکه قد و بالای بلندی داشت ولی در فن پرواز از جعفر فنی تر بود. به همین خاطر بود که جعفر با عشقی توام با احترام با او برخورد می کرد. جعفر عشقش را بالاترین و مقدس ترین عشقها می انگاشت و برای معشوقش حاضر بود جانش را هم فدا کند. آنها به نظر جدا ناشدنی می آمدند. آنها با اینکه عشقشان از بزرگترینهای عالم بود اما خودشان از کوچولوترین عشاق عالم بودند. چون جعفر و نرگس پشه بودند.

۲۰ مرداد ۱۳۸۸

یک تطبیق ساده

سعدی
*
"یکی بر سر شاخ بن می برید
خداوند بستان نظرکرد و دید
بگفتا که این مرد بد می کند
نه برمن که برنفس خود می کند"
*
مطابقت سازی این شعر با عصر حاضر:

۰۴ مرداد ۱۳۸۸

باگوا

چین شاید بزرگترین مرکز تولید فلسفه در جهان باشد از دورترین زمانها. اما متاسفانه به نسبت فلسفه یونان باستان دارای ترجمه های کمتری به زبانهای دیگر است. شاید مشکل اصلی خود خط چینی (هانزی) باشد که به صورت کاراکترهای منقوش در اصل "کشیده" و نه نوشته میشود و واقعن ارتباط برقرار کردنش با سایر زبانها بسیار صعب بوده و البته هست. 

۲۶ تیر ۱۳۸۸

بهشت ترکستان : نمایشنامه ای در سه پرده 2

ادامه از اینجا
پرده دوم
بازیگران: عسکر بایراموز- مرد پیر- فرهات آیسا - عیشاق بک بکین - سعید ابوبکر

(مکان: طبقه چهارم برج آرتونگ تیان. یکشنبه ظهر)

۲۳ تیر ۱۳۸۸

بهشت ترکستان : نمایشنامه ای در سه پرده

پرده اول

مکان: چین-ارومچی- دفتر کار یک شرکت بازرگانی
بازیگران: عسکر بایراموز-حوسن جان آرکین-هو فنگ جائو

(عسکر که مسئول حسابداری یک شرکت موفق بازرگانیست در دفتر خود نشسته که دوست قدیمی اش حوسن جان وارد میشود. )

عسکر: سلام علیکم حوسن جان. مدت زیادیه ازت بی خبرم. کجایی؟ چه می کنی؟
حوسن جان: و علیکم سلام . هی عسکر اکا (آقا) مگه این هانزو ها واسه آدم دل و دماغ کار و رسیدگی به احوالات دوستان میذارن!؟

۱۰ تیر ۱۳۸۸

امروز فقط اتحاد

درود بر کلیه کسانی که به رژیم غاصب اسلامی ایران اعتراض کرده و می کنند. از سلطنت طلب تا مجاهد و فدائی خلق. از کمونیست تا مشروطه خواه. از جمهوری خواه تا نهضت آزادی. از توده ای تا حزب اعتماد ملی و از میرحسین و کروبی تا رضا پهلوی و همه و همه و همه. هرکس می گوید حق اعتراض فقط مال یک طیف و یک قشر و یک گروه خاصه من به شما ثابت می کنم که یا بسیار نا آگاهه یا بسیار مغرض! 

۰۷ تیر ۱۳۸۸

روحانیت و تاریخ تمدن انسان


در باب نقش روحانیون دینی (موبد و کاهن و کشیش و لاوی و ربی و ملا و آخوند و مفتی و ...) در تاریخ مدنیت انسان چه منبعی را می توان بهتر از مجموعه کتابهای «تاریخ تمدن» اثر ویل و آریل دورانت یافت؟ 

۳۰ خرداد ۱۳۸۸

استمرار جنبش سبز خار چشم دوقلوی استالین

شاید هیچ نظامی را در دنیای امروز نتوان یافت که کلیه شاخصهایش مورد به مورد با حکومت شوروی سابق بخواند مگر جمهوری اسلامی ایران و همچنین شاید نتوان هیچ حاکم دیگری در دنیا یافت که از همانندی بسیار، نیمه دیگر یوسف جوگاشویلی یا همان استالین (1953-1878) باشد، مگر سید علی خامنه ای رهبر این حکومت.

۲۳ خرداد ۱۳۸۸

۱۸ خرداد ۱۳۸۸

مناظره هاي تبليغاتي وطني:‌ جنگ دروغگويان دزد با دزدان دروغگو

اين نمايش هم مانند باقي نمايشهاي دولت جمهوری اسلامی ايران به خوبي و خوشي برگزار شد و اكثريت ملت تشنه هيجان ما را به اندازه كافي دوباره و یا بهتر اگر بگوییم چند باره جوگير نمود! ملتي كه 12 سال پيش براي بار اول فريب موج كاذب اصلاحات را خورده بود و در پس حضور ميليوني اش به قدر كفايت سرخورده شده بود، دوباره با چهار تا برنامه تلويزيوني تو گويي تمام حافظه اش را FAST FORMAT و يا حتي FDISK كرد و به كل فراموش نمود كه اصلن جريان چه بوده و در این معادله دو سر سوخت در کدام طرف واقع شده است!

۰۹ خرداد ۱۳۸۸

بد و بد و بدتر و بدتر تر و بد تر تر ترين

انتخابات 1376 -
اولي: من به خاتمي راي ميدهم
دومي:‌ چرا؟
اولي: چون نمي خوام ناطق نوري راي بياره...آخه ميدوني كه بين بد و بدتر آدم بايد به بده راي بده!

۲۶ فروردین ۱۳۸۸

فكر مي كنيد "چرا بيشتر ماها ايــــــــنقدر هالوئيم"؟

داشتم اين فيلم جديد جيم كري "مرد بله گو" را نگاه مي كردم؛ رسيد به اونجايي كه كارل (جيم كري) با يه زن ايراني به نام فرنوش كه اتفاقي تو يه سايت زن يابي باهاش آشنا شده بود و رفيقش سر ميز رستوران نشسته بودند. ديالوگي بين كارل و رفيقش در گرفت كه در مورد يه دختر ديگه اي بود كه كارل عاشقش شده بود و وي با آب و تاب داشت واسه رفيقش احساساتش را نسبت به اون دختره تعريف مي كرد آنهم درست در كنار فرنوش با حجاب (؟!) كه داشت همه اين مكالمه را مي شنيد!

۱۷ فروردین ۱۳۸۸