یادش بخیر، تابستان سال 84 بود که متنی روی کاغذ نوشتم درخصوص راه حل چگونگی گذار از حکومت حاکم بر ایران. حدود دو سال بعد از آن تاریخ هنگامیکه یاد گرفتم چطورمیتوانم وبلاگی بسازم آنرا در همین وبلاگ منتشر کردم در اینجا. (لطفا حتما آنرا بخوانید، میدانم متنی بلند است ولی حداقل این قول را میتوانم به شما بدهم که از صرف وقتتان در این خصوص ضرر نمی کنید).
ولی شوربختانه هنوز پس از گذشت اینهمه سال باز می بینم که نخبه های ایرانی خارج از کشور هنوز در حال پریدن به هم هستند و تو گویی این روش زشت تمامی ندارد و خانمها و آقایان روشنفکر سوراخ دعا را بالکل گم و گور کرده اند:





