جستجوی این وبلاگ

۰۷ مرداد ۱۴۰۱

دموکراسی یا آریستوکراسی؟

آیا موفق ترین جوامع دنیا در حوزه آزادی و رفاه و امنیت یا بطور کلی کشورهای دارای ارزش بالای زیست، از طریق اعمال شیوه حکومتداری "دموکراسی بمعنای واقعی کلمه آن" به چنین جایگاهی رسیده اند و یا در واقع دموکراسی تنها یک روکش است بر شیوه آریستو کراسی یا حکومت نخبگان و آن ادعای دموکراسی، تنها شعاری است برای راضی نگاه داشتن توده مردم؟

۰۳ مرداد ۱۴۰۱

با اسفل معلومات میشود اشرف مخلوقات شد

 نمی دانم آیا شما نیز چون من جلوی تلویزیون چنان حرص خورده اید که غم باد بگیرید! بیماری که من در سن نوزده سالگی دچارش شدم (گواتر) که علت آنرا صدالبته صدا و سیمای مزخرف جمهوری اسلامی میدانم:

۲۶ تیر ۱۴۰۱

امارت اسلامی افغانستان

میخواهم این پست را با یک پرسش آغاز کنم: آیا امارت اسلامی افغانستان برای نیاز اروپا به نیروی کار پس از کرونا شکل گرفت؟

شما چه فکر می کنید؟

۱۸ تیر ۱۴۰۱

دروغهای تاریخی با رویکرد جدایی ملتها

 امروز یک فیلم کارتونی دیدم که دیدم عجیب در راستای پست قبل من هست در خصوص جنگ انسانها با هیولاها (اورکها) در مجموعه داستان "ارباب حلقه ها". نام انیمیشن بود "هیولای دریا" (The Sea Beast) محصول همین امسال:

۱۰ تیر ۱۴۰۱

سخنی با گروه هفت یا یاران واقعی حلقه

 پس از تحلیل دو فیلم معروف هابیت و ارباب حلقه ها (حتما اگر آن دو مطلب را نخوانده اید از همین دو لینک سرخ رنگ معرفی شده بخوانید)، چون فکر میکنم ایده اصلی پشت این داستانها یعنی تقسیم دنیا بین "خیر و شر" و هشدار برای دفاع از خیر و سپس حمله به نیروهای شر همواره توسط سیاستمداران چهار کشور گروه جی 7 که چه بسا مهمترین کشورهای عرصه بین المللی تاریخ معاصر هستند (ایالات متحده امریکا، آلمان، فرانسه و انگلستان)* به شکلی بسیار جدی درجریان است؛ به حدی که اصول سیاست خارجی خود را بر این نظرگاه کارتونی کنترل شر و نگاه داشتن آن شر کذایی در فاصله هایی دور از مرزها و سرزمین های خود تنظیم میکنند؛ لذا برآن شدم تا این موضوع را در اینجا باز کنم:

۰۸ تیر ۱۴۰۱

ارباب حلقه ها (امتداد داستان هابیت ها)

با درود خدمت خوانندگان محترم وبلاگ همانگونه که در اینجا به تاریخ 5 اسفند ماه 98 قولش را داده بودم ادامه تفسیر خود را از داستان هابیت ها که کتاب مستقلی به نام ارباب حلقه هااست و در سه اپیزود نسخه ای سینمایی و  بسیار مشهور و پرفروشی از روی آن نیز ساخته شده است را بالاخره در اینجا و این زمان تقدیم حضورتان میکنم:

۰۱ تیر ۱۴۰۱

آیا منشاء پیدایش همه انسانها یکی است

 نمیدانم چرا؛ ولی چند روز است عاملی بس قوی مرا با وجود امتناع خودم، مدام وا میدارد تا این پست را بنویسم و در اینجا قرار دهم!

من هماره سعی کرده ام علمی و منطقی صحبت کنم و حتی المقدور از فرضیه های بی بنیان بپرهیزم ولی این مطلبی که امروز در این شهر مسقط می نویسم از منظر خودم فرضیه ای است ناثبوتی ولی اجباری برای نگارشش دارم که گویی دست خودم نیست:

۱۸ خرداد ۱۴۰۱

کنار گود نشستگان

 امروز یک بیت شعردیدم در استوری اینستاگرام آقای ایرج جنتی عطایی غول صنعت ترانه نوین ایران زمین که متاسفانه دارای یک پالس منفی شگفت آور برای من بود. آن هم از جانب شخصی که همیشه برایم ارزشمند و هنرمند واقعی بوده و هست و خواهد بود. و آن موج منفی این بود که ایشان ملت را به بروز خشم دعوت میکردند:

۰۷ خرداد ۱۴۰۱

باتری مادام العمر


 به باور من روزی خواهد رسید که آیندگان دلشان به حال ما انسانهای قرن بیست و یک خواهد سوخت که باتری های مضحکی داریم که باید روزی یک بار شارژ شوند!

باتری های آینده براحتی میتوانند بیلیونها سال شارژ نگه دارند.

دلیل من: سیارات و ستارگان

این اجرام، بیلیونها سال است که دائم در حال چرخش و گردش اند و باتری مرکزی هسته آنها همیشه در این مدت فعال بوده و کمابیش تا بیلیونها سال دیگر هم ظاهرا به قوت خود باقی خواهد ماند. 

۰۲ خرداد ۱۴۰۱

آئین مرده پرستی

بمناسبت یتیم شدنم در تاریخ 29 اردیبهشت ماه امسال! در اینجا مطلبی می نویسم که شاید باید بدلیل اهمیت آن خیلی پیش از این می نوشتم که البته یا وقت نمیشد و یا فراموش میشد ولی این وفات سبب شد تا بالاخره این متن را که در مورد "شرایط و قوانین مرده پرستی" است را در این ساعت خدمت خواننده محترم وبلاگ ارائه نمایم:

۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۱

هارای هارای! من فارسم

هارای هارای من فارسم و تورکـها را هم دوست دارم

کرد و بلوچ و لر و لک، همـــه رو از دم دوست دارم...(ادامه👇👇👇)

۰۱ اردیبهشت ۱۴۰۱

اپرای هندی لیلی و مجنون

 چندی پیش همینطور کاملا اتفاقی که کانال عوض میکردم در یک شبکه تیلبغاتی ایرانی چشمم خورد به یک قسمت از تئاتری بسیار زیبا با رقص و موزیکی معرکه (که مدام کلمه عشق در آن تکرار میشد) که شگفت زده ام کرد. البته متاسفانه سریع قطع شد و رفت روی آگهی! و بعد از آنهم طبق معمول این شبکه های آبکی تبلیغی که معلوم نیست کی پشتشون هست بعد از آگهی نیم ساعته رفت سراغ چیز دیگر و یک برنامه دیگر پخش شد. اما همان چند دقیقه کوتاه چنان بود که من خدمت جناب گوگل شرفیاب بشوم و با انواع ترفندهای جستجویی که آموخته ام درصدد یافتش برآیم. خوشبختانه پیدایش کردم:

۱۱ فروردین ۱۴۰۱

تحلیل سریال تفکیک (Severance)

  شاید خیلی زود باشد که تنها با گذشت هفت قسمت از سریال تفکیک (Severance) بخواهم داستان آنرا نقد یا آنالیز کنم ولی این سریال بقدری پرمحتوا و فلسفی است که تا همین جای قصه هم میتوان فارغ از ادامه آن و رمزگشایی های آتی (البته اگر اتفاق بیفتد و مثل سریال  معمایی معروف "گمشده" Lost، به حال خود رها نشود) به مفاهیم عمیقی که ارائه میکند پرداخت. 

داستان از این قرار است:

۰۵ فروردین ۱۴۰۱

بیاییم حداقل تا نمرده ایم آدم شویم! (متحد)

یادش بخیر، تابستان سال 84 بود که متنی روی کاغذ نوشتم درخصوص راه حل چگونگی گذار از حکومت حاکم بر ایران. حدود دو سال بعد از آن تاریخ هنگامیکه یاد گرفتم چطورمیتوانم وبلاگی بسازم آنرا در همین وبلاگ منتشر کردم در اینجا. (لطفا حتما آنرا بخوانید، میدانم متنی بلند است ولی حداقل این قول را میتوانم به شما بدهم که از صرف وقتتان در این خصوص ضرر نمی کنید).

ولی شوربختانه هنوز پس از گذشت اینهمه سال باز می بینم که نخبه های ایرانی خارج از کشور هنوز در حال پریدن به هم هستند و تو گویی این روش زشت تمامی ندارد و خانمها و آقایان روشنفکر سوراخ دعا را بالکل گم و گور کرده اند:

۲۷ اسفند ۱۴۰۰

جستاری در شعر فارسی2

 شراب و شاعر:

یکی از مواردی که در شعر فارسی همیشه مایه تعجب و حیرت بوده اینست که عده ای سخت در تلاش هستند تا شراب و می و باده را به غیر از معنای حقیقی اش که مایعی است حاصل از تخمیر میوه جات مختلف مخصوصا انگور؛ تعبیر به عشق پروردگار و محبت الاهی و مراقبه کنند و از ساغر (جام شراب) بعنوان دل عارف؟! یاد کنند و ساقی (شراب ده) را هم خدا و ذات الاهی  در نظر آورند و مستی حاصل از باده گساری را هم وصال به معشوق و آگاهی حقیقی خوانند!:

۲۶ اسفند ۱۴۰۰

جستاری در شعر فارسی1


شاعر یا دراکولا؟

نزدیک بهار است. کتاب «گلستان» را باز می کنم بلکه با کمک مصلح الدین سعدی  شاعر پرآوازه شیرازی دمی هم که شده از این دنیای شلوغ و غمبار این روزها جدا شده، پناه ببرم به خُنَکای روزگاران کهن. روزگاری که پنداری وضعیت زندگی با طبیعت و گل و بوستان عجین بوده است و بقول خودش:

۰۹ اسفند ۱۴۰۰

حمله روسیه به اوکراین یا عملیات ویژه جهال

جنگ اوکراین، آغازی شد بر پایان پوتین که در امتداد آن گریبان دنباله هایش منجمله رژیم سرکوبگر و مستبد جمهوری اسلامی را هم خواهد گرفت.

دیگر آزادی زیاد دور نمی نماید.

حالا دو صحنه هم از ویژه بودن حمله نظامی روسیه را ببینیم:

۳۰ بهمن ۱۴۰۰

راستی شما میدانید "باخترشناسان" تاریخ کجا هستند؟


در حال ویرایش مطلب قبل بودم که یک سوال مهم در ذهنم جرقه زد و آن این بود که «چرا ما شرق شناس یا اصطلاحا مستشرق یا خاور شناس (Orientalist) داریم ولی حتی یک بار هم در طول تاریخ تمدن انسان به یک انسان مستغرب یا غرب شناس یا باخترشناس بر نمی خوریم؟» که بار سفر از مشرق زمین بسته باشد و به خواست خود و برای تحقیق به غرب (اروپا و یا حتی آفریقا...قاره آمریکا که پیش کش!) رفته باشد و یک کتاب از چگونگی زیست مردم آن نواحی تحریر کرده باشد:

۲۲ بهمن ۱۴۰۰

مثنوی پسروی یا غیرت و تعصب

بمناسبت دو واقعه وحشتناک که هر دو از یک ریشه شکل گرفتند و در یک مقطع زمانی یعنی دهه ی به اصطلاح فجر (و در اصل زجر) به فاصله 43 سال از هم بوقوع پیوستند که یکی انقلاب وحشتناک57 بود ودیگری قتل ناجوانمردانه دختر17ساله اهوازی؛ مثنوی زیر را در یکصد ودوازده بیت بصورت صوتی و نوشتاری تقدیم دوستان مینمایم: (برای خواندن راحت در موبایل، لطفا گوشی خود را افقی نگه دارید)