آیا می دانستید که یک فیل و یک الاغ دنیا را بین خود تقسیم کرده اند؟
ایرادی ندارد؛ با عظیم ترین تحول سیاسی بعنوان یک مثال آشنا شروع می کنم تا متوجه شوید:
آیا می دانستید که یک فیل و یک الاغ دنیا را بین خود تقسیم کرده اند؟
ایرادی ندارد؛ با عظیم ترین تحول سیاسی بعنوان یک مثال آشنا شروع می کنم تا متوجه شوید:
بیش از دو ماه از قدرت نمایی اول گروه رتبه دوم یا قدرت شماره دو جمهوری اسلامی بود می گذرد. (امحاء ابراهیم رئیسی که در این لینک میتوانید بیشتر بخوانید)
اکنون نوبت به گام دوم از قدرت نمایی این گروه رسید که اینبار گریبان اسماعیل هنیه رهبر حماس را در تهران گرفت که با انفجار بمبی وی را به دیار عدم رهنمون شدند.
پروکسیهای جمهوری اسلامی؟!
حوثی ها؟!
حزب الله؟!
طالبان؟!
جمهوری اسلامی ایران؟!
وجود این اسامی برشمرده برایتان عجیب نیست؟ فلسفه وجودی شان تنها در کشورهای نفت خیز یا دارای منابع قوی معدنی خاورمیانه عجیب و معمایی نیست؟
سوال: «آیا در جمهوری اسلامی من به رئیس جمهور "رأی" بدهم یا نه؟»
این سؤال یکی از آسانترین سؤالهای سیاسی در عالم است که تنها از یک ذهن بس ساده (خام) نشات میگیرد. سؤال آسان یعنی سؤالی که جوابش بسیار ساده است و اساسا با یک بار شنیدن جواب باید سائل را قانع کند ولی اینکه چرا در سطح جامعه ما هر بار در هر زمان "رای گیری" این سؤال در سطحی وسیع در پلتفرمهای مختلف چه مجازی و چه حقیقی مطرح میشود بالطبع ما را باید "بااندوه فراوان" به این نتیجه برساند که جامعه ی ایران در قرن 21 (در سطح الیت و نه عوام*) جامعه ای بس کوته بین و "کودن" است.
اگر هستید، که لابد هستید! پس بگذارید یک آس خوب برایتان رو کنم😊:
ابتدا خدمتتان عرض کنم که درست است که مطالبی که میخواهم ذیلا به نظر شما برسانم مطلبی کاملا مستقل است ولی مطمئن هستم که اگر پیش از این مطلب، پُست قبلی را بخوانید؛ با دید بسیار بازتر و بهتری میتوانید ادامه دهید:
دوره نوجوانی من همراه بود با تبلیغاتی زایدالوصف در جراید و رادیو-تلویزیون از نرخ رشد بشر در سالهای پیش رو. یعنی همیشه تا مجله ای را باز میکردی و نگاهی به قسمت تازه های علم و فن آوری میکردی (آنوقتها مجله ماشین و دانستنیها و دانشمند خیلی هواخواه داشت) امکان نداشت که شما را به آینده ای نزدیک از پیشرفتهای شگرف و خارق العاده بشر در قرن بیست و یک سوق ندهند.
من سال 1974 در ایران به دنیا آمدم و درست بیست سال پس از تولد من "خانم کریستال(Crystal)" در سال 1994 در ایالات متحده زاده شد...
"""\ بیخود نبوده است که برخی از اندیشمندان معاصر، تعریفی از جهان چهارم ارائه داده اند و آنرا کشورهای حاشیه (Marginalized Countries) یا LDC (کشورهایی با کمترین توسعه یافتگی) یا همان "فقیر" و تنگدست از بُعد اقتصادی خوانده اند.
امروز در "واتس اپ" با "صاحب کار" خود بحثی صوتی، نوشتاری داشتم که برای بار چندم به ایشان توصیه میکردم برای اینکه کار ساخت کارخانه ای که برای اولین بار است که در دست داریم
مدتها بود میخواستم روی یک ملودی زیبا، شعری به یادگار بنویسم و در این حوزه نیز خود را بیازمایم. یکی از زیباترین و به یادماندنی ترین آهنگهایی که شنیده ام، ترانه بسیار زیبایی است به نام "El Porompompero" با ریتم "رومبا" اثر "مانولو اسکوبار".
تازگیها احساس می کنم در برخی محافل نمی توانم خوب با مخاطبان ارتباط بگیرم. نمی دانم که اشکال از من است یا برخی شنوندگان…
چهارده سال پیش، زمانیکه تلویزیون حکومتی جمهوری اسلامی طبق معمول همه این سالهای پس ازانهدام ایران (1357) درکار "پخش زباله" بود و...
این سوال شاید عجیب به نظر برسد ولی کسانی که سیاستهای ایالات متحده را دقیق دنبال می کنند، حداقل یکبار این سوال را از خود پرسیده اند.
بیایید امروز در این پست «نقد فیلم» کمی ب فی زی کیم! یا با چالشهای فیزیک نوین دست و پنجه ای نرم نماییم «رستم وار» ولی با لحنی «جیم کری گون»!
«قبل از هر چیز بگویم که این مطلب برای کسانی که برای خواندن موضوعات فلسفی، سیاسی، فرهنگی و ادبی معمولا به این وبلاگ "سر نمی زنند" شاید چندان جالب نباشد، ولی حتماً برای دوستداران مباحث علمی و سینمایی که دقیقا به خاطر همین دو موضوع گهگاهی به این وبلاگ "سر نمیزنند" جالب و اموزنده خواهد بود»!
در پوست خود نمی گنجم که بالاخره در روز اول سال 2024، خدا ی متعال رسما پیدا شد. چه سالی بشه امسال…