Monday, April 23, 2007

گله مندی

 

در این خزان شاد و پر از آهو و کفتار
مردی به سان گرگ ، ولی پلید رفتــار
دارد ز زمانه هزارها گله ، لیــــــــکن
نادان تر از این مرد، نیابی تو دگر تن
نیست روزگار ، لایق هر دم  گله مفت
این اوست که بایدبشود با زمانه جفت!