جستجوی این وبلاگ

۰۳ اردیبهشت ۱۳۸۶

شب

شب 
با وجود سیاهی و شید ندیدن
با صدای ساز هیزم نار پریدن
با شادی ز یادآوری ماندن و بودن
با بازی دل‌دادن سطحی و رمیدن!

با ماه و کاغذ و قلم و نور شمع‌دان
با نغمه‌ ساعت بسان پتک به سندان
با غرش گهگاه خودرویی به خیابان 
با قطره اشکی به یاد کشورم ایران

با سیاهی سبزه‌ها ، مرکب دریا
با جستن پتــو به وقت هجمه سرما 
با میل به‌خواب‌ و‌ گریز از‌
فکر به‌فردا
با آرزوی دیدن زیبا ترین رویا

با رنگ سرخ شراره بار دل کژدم* 
با یاد بی‌وفایی یار و وفای خُـــــ
ـم 
با های و هوی رفع هوس‌مندی مردم
با هوشیاری‌ای که به تدریج شود گم

در نزد من که عاشق روزم؛ بدون‌شک
مبنای کل خط فکر، حظ زندگی‌ست
______________________
* - صورت فلکی عقرب